السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 61

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

نُورٌ يَقْذِفُهُ اللَّهُ في قَلْبِ مَنْ يَشاءُ » « 1 » و براى رسيدن به گوشه‌اى از آن ، تهذيب و تطهير و تزكيه لازم است ؛ تهذيب نفس و تطهير قلب از غير او ، چه رسد به تهذيب از اخلاق ذميمه كه رهيدن از آن بسيار مجاهده مىخواهد ، و چه رسد به تهذيب عمل از آنچه خلاف رضاى او - جلّ و علا - است ، و مواظبت به اعمال صالحه از قبيل واجبات كه در رأس است و مستحبات ، به قدر ميسور و به قدرى كه انسان را به عُجب و خودخواهى دچار نكند . دخترم ! عُجب و خودپسندى از غايت جهل به حقارت خود و عظمت خالق است . اگر اندكى به عظمت خلقت به اندازه‌اى كه تاكنون بشر با همهء پيشرفت علم به شمّه‌اى از آن آگاه شده است تفكر شود ، حقارت خود و همهء منظومه‌هاى شمسى و كهكشان‌ها را ادراك مىكند و عظمت خالقِ آنها را اندكى مىفهمد و از عُجب و خودبينى و خودپسندى خود اظهار خجلت و احساس جهالت مىنمايد . در قصهء حضرت سليمان نبىاللَّه - عليه السلام - مىخوانيم آنگاه كه از وادى نَمل مىگذرد : قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ « 2 » . نمله ، سليمان نبى با همراهانش را به عنوان لا يَشْعُرُونَ توصيف كند و هُدهُد به او مىگويد : أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ « 3 » . و كوردلان نطق نَمله و طير را نمىتوانند تحمل كنند ، چه رسد به نطق ذرات وجود و آنچه در آسمان‌ها و زمين است كه خالق آنان مىفرمايد : . . . إِلَّا

--> ( 1 ) - « علم نورى است كه خدا در دل هر كه بخواهد مى افكند » . ( بحارالأنوار ، ج 1 ، ص 225 ، حديث 17 ) ( 2 ) - « مورچه اى گفت : اى مورچگان به خانه هاى خود اندر شويد ، مبادا سليمان و سپاهيانش ندانسته شما راى پايمال كنند » . ( النمل ( 27 ) : 18 ) ( 3 ) - « من بر آنچه تو از آن آگاه نشده اى آگاهى يافتم » . ( النمل ( 27 ) : 22 )